![]() |
![]() |
|
| زمان میگذرد ،زمانه نیز هم ... |
|
وقتي طلبيده بشي ديگه اصلا نبايد نگران پاسپورت و ويزا و شيفتهاي خبر و خلاصه هر مانعي که ذهنت رو به خودش مشغول کرده باشي . طلبيده شدن به سرزمين پيامبر و زيارت خانه خدا کفايت ميکند بر همه امور .... اين رو خيليها به من گفته بودن و خيلي وقتها بهم ثابت شده بود . اما امروز يک ياد اوري جدي بود ... روحاني نژاد و رنجبران و نجف زاده طلبيده شدن و کمتر از سه روز اماده براي حج ،امروز هر سه انها با ما خداحافظي کردن و رفتن . کاش شما هم حال انها رو ميديد که چقدر متحول شده بودن . راست ميگفتن خودشون هم باورشون نميشد .... زائران سرزمين وحي ،خدا پشت و پناهتون . دعا براي ما يادتون نره.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:39 توسط طاهره |
|
|
شب تولد ميخك بود به گوش پنجره باران سرود غم مي خواند كه خواب سبز شگفتن را چرا به باغچه هاي بلوغ آشفتند شب تولد ميخك بود شنيدم اين كه سحر از نسيم مي پرسيد: «در اين ديار غبارين شب چه مي جويي كه پا برهنه شب و روز خويش در سفري؟» به گريه گفت نسيم: «سكوت، عشق، تبسم همين و ديگر هيچ» صداي گريهء او را ميان همهمه باد و بانگ فشفشه ها دريغ و درد گياهان تشنه نشنفتند شب تولد ميخك بود من از ديار درختان عبور مي كردم صدايي از پس ديوار آشنايي ها مرا مي خواند: كه اي مسافر شب چرا به مزرعه ها قامت تفنگت را زهشت بوته بر افراشتي مترسك وار چه سال ها شده از خوشه ها نشاني نيست چه فصل ها شده با باغ هاي تان قهريم پرنده هاي مهاجر به گريه مي گفتند. ما رفتيم ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:7 توسط طاهره |
|
|
سالگرد تشکيل بسيج مستضعفان، يادآور خاطره پرشکوه مجاهداتي است که در دوران هشت ساله جنگ تحميلي، زيباترين تابلوهاي ايثار و فداکاري همراه با نجابت و فروتني و توأم با شجاعت و رشادت را ترسيم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غيوري که شيران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شيطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آميختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جواناني که از لذات و هوسهاي جواني براي خدا گذشتند و پيراني که محنت ميدان جنگ را بر راحت پيرانه سر ترجيح دادند و مرداني که محبت زن و فرزند و يار و ديار را در قربانگاه عشق الهي فدا کردند؛ خاطره انسانهاي بزرگ و کم ادعايي که کمر به دفاع از ارزشهاي الهي بستند و از هيبت دروغين قدرتهايي که براي حفظ فرهنگ و ارزشهاي جاهلي غرب به مصاف ارزشهاي الهي آمده بودند، نهراسيدند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 7:51 توسط طاهره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
زندگی :
زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه عشق. زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود. زندگی جذبه دستی است که می چیند.... هرکجا هستم، باشم، آسمان مال من است. پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت؟ |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|